با توجه به نظریه جهان مجازی، نقش رسانهها در اقتدار آفرینی چیست؟
نقش رسانه ها در اقتدار ملی
در جهان معاصر ارتباطات و رسانه ها نقشی اساسی وکلیدی در زندگی انسان ها بازی می کنند .
از ویژگی های مهم این رسانه ها در دنیای فعلی: ایجاد یک چرخۀ ارتباطی میان رهبران جامعه، مردم و دیگر ملل است.نقش رسانه ها در روابط بین الملل یک کشور انکار ناشدنی است. از این رو در مسائل جاری کشورها به خوبی و وضوح این نقش قابل ملاحظه است.
از مهم ترین کارکردهای رسانه ها،می توان به ایجاد یک فضای مجازی در مقابل دشمنان برای ایجاد فضایی از قدرت در مقابل آن ها اشاره کرد؛به طور مثال پوشش کامل ،فنی و حرفه ای رسانه ها از یک رزمایش بزرگ نظامی می تواند تأثیر بسزایی در رعب آفرینی در دل دشمنان داشته باشد.
معنای قدرت و اقتدار در لغت و اصطلاح
در این جا لازم است به معنای لغوی قدرت اشاره کنیم؛ در فرهنگ لغات، این واژه به «توانایی» و «توانمندی »معنی شده است.و اما در اصطلاح قدرت بنا به تعریف دانشمندان مختلف به معانی مختلف آمده از جمله :به معنای «توانایی عمل و تأثیر گذاری بر اشیاء و افراد و..... است.» یا « توانایی یک طبقۀ اجتماعی برای تحقق منافع خاص عینی خود.»
و اما اقتدار چیست؟ پذیرش قدرت در مردم در هر جایی. البته می شود جایی قدرت در اذهان باشد ولی اقتدار نباشد.یعنی تجلی قدرت یک حکومت، در ذهن مردم باشد اما مردم آن را قبول نداشته باشند.
افزون بر این لازم است منابع قدرت را نیز بر شمریم:
منابع قدرت:
1- منابع طبیعی
2- منابع انسانی
3- منابع ماوراء طبیعی (الهی)
خوب است بدانید مؤلفۀ اساسی قدرت مؤلفۀ ذهنی است تا جایی که بعضی افراط کرده می گویند قدرت ذهنی است. و باطل محض امکان وجود ندارد آن چیزی که کاملاً پوچ باشد ،نمی تواند استمرار پیدا کند. قدرت نیاز به مؤلفه های عینی دارد اما مؤلفۀ ذهنی در آن خیلی قوی است به خصوص در دوران های متأخر این جنبه بیش تر است؛ اما در گذشته جنبه های عینی بیشتر بوده است.حاکمیت بر افکار عمومی در دوران اخیر گسترش یافته حال آن که در گذشته حکام و پادشاهان توجه و اهمیتی برای افکار عمومی قائل نبودند. حکومت های مستبد خودکامه و دیکتاتور اساساً بر نظرات یا دغدغه ها ویا مشکلات مردم و کسانی که بر آن ها حکومت می کردند وقعی نمی گذاشتند. در زمان گذشته پایه های قدرت مسائل دیگری بود اما هر چه حکومت ها دموتراتیک تر شدند پایه های قدرت آن ها بیشتر مبتنی بر افکار عمومی شد وطبیعتاً هر چه احتیاج به افکار عمومی زیاد شود نقش رسانه ها به عنوان شکل دهندۀ افکار عمومی پر رنگ و قوی می شود.و رفته رفته رسانه ها در جهان برای تأثیر گذاری بیشتر بر افکار عمومی با هم به رقابت می پردازند که هم اکنون به عنوان جنگ رسانه ها از آن یاد می شود.و اساساً برسر تصدی و ادارۀ رسانه ها (به این علت که رسانه ها قدرت آفرینند) در بعضی جوامع دعوا و جنگ رخ می دهد تا جایی که در برخی جوامع ادارۀ رسانه ها به دست نظامیان است .
عملکرد رسانه ها زمانی که با پشتیبانی یک تفکر حساب شده و آگاهانه همراه است می تواند یک جریان به ظاهر حقیقی و قابل قبول را به نمایش بگذارد.
نمونه هایی از اقتدار نمایی پیامبران
در زمان حضرت سلیمان (ع) ایشان برای قدرت نمایی در مقابل بالقیس به وسیلۀ کسی که «علمُ مِنَ الکتاب» نزدش بود تخت بالقیس را قبل از رسیدنش جلوی او احضار کردند.
اگر به صدر اسلام برگردیم نمونه های جالبی از تاکتیک های به نمایش در آمده توسط رسول الله ،محمد مصطفی (ص) در جنگ ها قابل توجه است. به طور مثال حضرت در فتح مکه شب هنگام برای به اشتباه انداختن دشمن دستور می دهند یاران آتش های زیادی در فضاهای مختلف روشن کنند تا دشمن وقتی کثرت آتش ها را مشاهده می کند فکر کند افراد زیادی در سپاهیان اسلام وجود دارد. جالب است که حضرت بدون این که دروغ بگویند دشمن را به اشتباه انداختند.
این که نصرت به رعب در زمان رسول خدا وجود داشته نکته ای اثبات شده است. به اضافه این که نمایش قدرت دو نوع کارکرد داشته: یکی برای این که کسانی که ضعف ایمان داشتند فرار نکنند و این که کفار و مشرکین بترسند و روحیه شان تضعیف شود.
و در قرآن هم آمده است که :«یقللکم فی اعینهم قلیلا» یعنی شما را در چشم های مشرکین کم نشان دادیم. کارکرد این قضیه دو چیز است یکی این که مشرکین وقتی تعداد مسلمانان را کم می بینند با خود می گویند مسلمانان ما را کم به شمار آورده اند پس روحیه شان تضعیف می شد و این که فکر می کردند مسلمانان کمند و کم کم افرادشان را می آوردند و مسلمانان آن هارا شکست می دادند.
یا این که مسلمانان ریش هایشان را خضاب می کردند، برای این که هم کفار و هم مسلمانان دیگر که آن ها را به شخصه نمی شناختند فکر کنند سپاه مسلمین همه از جوانان تشکیل شده اند. این قضیه برای کفار و مشرکین دلهره آور و برای مسلمین باعث تقویت روحیه بود. و در جنگ های آغازین اسلام و همین طور جنگ هایی که ائمه داشته اند رجز خوانی یک جزء لاینفک نبرد بوده که باعث تقویت روحیۀ مسلمانان و تضعیف روحیۀ دشمنان می شده است. اما هم اکنون مانور های جنگی این نقش را ایفا می کنند.
امروزه از این کارکردها به وفور در میان رسانه ها پیدا می شود و حتی گاهی، بلکه اغلب، بعضی رسانه ها به دروغ پراکنی می پردازند. ودر دنیای مجازی از این دست کارها زیاد صورت می گیرد. وقتی رسانه ها به طور هم زمان ،همراه و هماهنگ به پوشش خبری یک رزمایش می پردازند ،می توانند ذهنیت مخاطبان را در مورد قدرت و اقتدار مملکت تغییر دهند . این یک مثال ساده ،روشن و پیش پا افتاده از عمل کرد سریع به جا و حساب شدۀ رسانه هاست.
رابطۀ میان قدرت و رسانه ها
دراین جا لازم است به رابطۀ میان قدرت و رسانه با تکرار تعریف قدرت اشاره کنیم:
تعریف قدرت : توانایی عمل و تأثیر گذاری بر اشیاء و افراد و..... (مهمترین دست مایۀ آن ثروت است.)
فرآیندی که در این زمان شکل می گیرد به این صورت است: قدرت به ثروت می انجامدو ثروت در صورت فراهم بودن اطلاعات و معلومات به قدرت نرم تبدیل می شود. و در این جا کارکرد رسانه ها که از آن به قدرت نرم تعبیر می شود شکل می گیرد.
علوم سیاسی زمینه ساز قدرت چه قدرت نرم و چه قدرت سختند.و منابع قدرت نرم از نگاه دینی را می توان ایدئولوژی ،دین و مذهب و اطلاعات و دانایی به شمار آورد. چرا که ما قائلیم توانا بود هر که دانا بود.
با یک نگاه به گذشته در می یا بیم که در سنت به دلیل سنگینی ارتباط ،قدرت بسیار سخت انتقال پیدا می کرد اما هم اکنون به دلیل تغییرات ماهوی صورت گرفته این چنین نیست.
قدرت رسانه های دینی
لازم است برای تنقیح مطلب در مورد قدرت رسانه های دینی به دو مقدمه اشاره کنیم :
قدرت اسلام درکنترل افراد جامعه قابل توجه است:در اسلام دو نوع کنترل وجود دارد :یکی کنترل درونی که با تقوی بوجود می آید:که از نظر مادی کم هزینه است یعنی سرمایه گذاری روی تقوای جامعه و تربیت درونی آن ها.از آن طرف کنترل بیرونی :که به وسیلۀ پلیس و نیروهای امنیتی ایجاد می شود که بسیار پر هزینه است.
در رسانه ها دو جنبه وجود دارد : یکی ابزار رسانه هاست که متشکل از دوربین و استودیو و..... ابزارها به منزلۀ سلاح مبارزه اند .و جنبۀ پیام آن که به منزلۀ تیر خلاصی است که به طرف مقابل شلیک می شود.
پس ابزار رسانه به منزلۀ یک سلاح است که اگر کیفیت و البنه کمیت این سلاح، بالا،فنی،حرفه ای و قوی باشد، قدرت بالایی دارد در صورتی که مهمات و فشنگ مناسب که همان محتواست را دارا باشد؛لذا اگر مدیران یا رهبران رسانۀ قوی ای از حیث ابزار فنی داشته باشند اما محتوای مناسب و مفید این ابزار را نداشته باشند، به منزلۀ کسی است که اسلحۀ قوی ای در اختیار دارد اما دستش از مهمات و فشنگ خالی است؛ و از آن طرف هم فردی که پیام و محتوای مناسب داشته باشد اما دسترسی به کانال ارتباطی یا همان رسانۀ فنی مناسب را نداشته با شد مثل کسی است که نزد او انباری از مهمات است اما از یافتن اسلحه ای برای شلیک این مهمات عاجز است.
نتیجه ای که ازاین دو مقدمه عاید ما می شود وظیفۀ سنگین تلفیق این دو مقدمه یعنی استفاده از سلاح رسانه برای القاء و ترویج تفکر دینی به جامعه و مردم را برای ما اثبات می کند.
دلایل قدرت رسانه ها
رسانه ها به این دلایل:
1- توانایی آموزشی با قدرتی که در ترکیب نماد ها دارند
2- کیفیت و دقتشان
3- ذخیره سازی اطلاعات
4- توسعۀ زمانی و مکانی
5- سرعت (که در دنیای امروز بسیار مهم است)
6- صرفه جویی در هزینه ها
قدرت فوق العاده ای دارند.
با توجه به سه نکتۀزیر چند نظریه را در مورد قدرت و نفوذ رسانه ها مطرح می کنیم:
نظریه های تأثیر
الف) تأثیر گذاری مطلق
ب ) عدم تأثیر گذاری مطلق
ج ) انسان موجود فعالی است
1)گلولۀ سحر آمیز :اگر پیام به مخاطب اصابت کند بر او تأثیر می گذارد.
2)کاشت : انسان دنیای پیرامون خود را آن چنان که رسانه می گوید می بیند.
3) انگ : رسانه ها با این که قدرتمند و با نفوذند اما اگر به هر دلیل انگی به آن ها بخورد تمام خروجیشان متأثر از آن انگ می شود. (مهمترین سرمایۀ رسانه ها،اعتماد مردم به آن هاست.)
4 تکمله) : رسانه ها فعال ما یشاء نیستند و به عنوان مکمل نهادهای دیگر عمل می کنند و نباید جای آن ها را بگیرند و در حقیقت باید سهمی برای رسانه ها و سهمی هم برای گروه های میان فردی در نظر گرفت.
خوب است بدانید : نیاز به دریافت اطلاعات ،سهولت دستیابی به اطلاعات،و جذابیت و تنوع رسانه ها از عوامل تأثیرگذاری بیشتر رسانه ها به شمار می آیند. پس رسانه ها تمام همٌ خود را با استفاده از این سه عامل به کار می برند تا قدرتِ نفوذ خود را افزایش دهند.
اما توجه شما را نیز به عوامل تنفر از رسانه ها و در حقیقت آسیب شناسی برنامه های رسانه ای جلب می کنم:
عوامل تنفر از رسانه ها
1- عدم توجه متولیان رسانه به سطح آموزش و فرهنگ مخاطبان.
2- عدم رعایت تناسب برنامه ها با محیط مخاطبان هدف.
3- عدم توجه به تفاوت های ساختار ذهنی افراد.
4-چگونگی ساخت پیام (اصل تناسب).
در پایان این نکته را یاد آور می شوم که: امروزه جنگ، جنگ رسانه هاست و توجه به محتوای برنامه ها به همراه پخش مناسب آن امری لازم و انکار نا شدنی است.
چه این که رسانه ها یکی از مهم ترین ابزار قدرت نمایی و اقتدار نمایی هستند و هیچ زمان نباید نقش بی بدیل آن ها را مورد غفلت قرار داد.
والسلام.